خخعخ

حکمحضوری باحکمغیابی،طبق ماده ۳۰۳ آیین دادرسی مدنی، حڪم دادگاه حضورے است مگر اینڪه خوانده یا وڪیل یا قائم مقام یا نماینده قانونے وی در هیچ یڪ از جلسات دادگاه حاضر نشده باشد و به طور ڪتبی نیز دفا؏ نڪرده باشد و یا اخطاریه، ابلاغ واقعے نشده باشد

اصل بر حضوری بودن احکام دادگاه‌ها است. در نتیجه غیابی بودن حکم استثناء است و در این خصوص تفسیر باید در محدوده نص انجام شود و حال اگر نسبت به حضوری یا غیابی بودن، شک نماییم باید اصل را بر حضوری بودن بگذاریم.

چنانچه یکی از خواندگان حداقل در یک جلسه دادگاه حاضر شده و یا یک لایحه تقدیم نموده و یا دادخواست به او ابلاغ واقعی شده، اما خواندگان دیگر در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و هیچ لایحه‌ای تقدیم ننموده و دادخواست نیز به آن‌ها ابلاغ واقعی نشده باشد، حکم نسبت به آن یک نفر غیابی و نسبت به خوانده یا خواندگان دیگر، حضوری محسوب می‌شود.

در صورت حضور خوانده در یکی از جلسات دادگاه یا ارسال حتی یک لایحه یا در صورت واقعی بودن ابلاغ، حتی اگر خوانده در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده باشد و لایحه هم نفرستاده باشد، موجب حضوری بودن حکم خواهد شد. 

با توجه به این شرایط، قاضی پرونده در زمان صدور رای باید توجه کند در صورت جمع بودن هر سه شرط حکم غیابی صادر کند. ااتانن

در صورت وقوع اشتباه از سوی قاضی دادگاه، خواهان باید این نکته را به دادگاه یادآوری کند تا با اعتراض خوانده به عنوان واخواهی موجب اطاله دادرسی فراهم نشود و در زمان اجرای حکم با مشکل مواجه نگردد.

 در یک مورد، ابلاغ واقعی اخطاریه مانع اعتراض به رأی نخواهد بود، بلکه عدم حضور خوانده در هیچ یک از مراحل دادرسی و عدم ارسال لایحه دفاعیه یا اعتراضیه، سبب میشود که محکوم علیه حق داشته باشد نسبت به رأی صادره در همان دادگاه اعتراض نماید.

این مورد در ماده 364 قانون آئین دادرسی پیش بینی شده و مربوط به دادگاه تجدید نظر است. به موجب این ماده، در مواردی که رای دادگاه تجدید نظر مبنی بر محکومیت خوانده باشد و خوانده یا وکیل او در هیچیک از مراحل دادرسی حاضر نبوده و لایحه دفاعیه و یا اعتراضیه‌ای هم نداده باشند رای دادگاه تجدید نظر ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ واقعی به محکوم علیه یا وکیل او قابل اعتراض و رسیدگی در همان دادگاه تجدید نظر می‌باشد، رای صادره قطعی استهغمنم

اگر حکم غیابی تلقی شود در هر حال قابل واخواهی و اگر حضوری محسوب شود فقط ممکن است قابل تجدید نظر باشد.

 سه شـــرط براے احراز حڪم غیابی حڪم غیابی وجود دارد و در صورت عدم وجود هر یڪ از سه شرط زیر ،رای حضورے محسوب خواهد شد:

1.      خوانده یا وڪیل یا قائم مقام قانونے وی درهیچ یڪ از جلسات حضور نداشته باشد

2.      هیچ گونه دفا؏ ڪتبی نڪرده باشد

3.      دادخواست ابلاغ واقعی نشده باشد

پس اگر دو شرط اول موجود نباشد ولی دادخواست به خوانده ابلاغ واقعے شده باشد، راے صادره غیابے نخواهد بود

تانام

نڪاتبرجستهعبارتنداز:

قرارغیابے وجود ندارد و فقط احڪام ممڪناست غیابےباشد

اصل برحضوری بودن احڪام است و در موقع تشڪیل باید اصل را بر حضورے بودن گذارد

حڪم دادگاه در هر صورت حضورے محسوب مےشود و خواهان به هیچ عنوان حق واخواهے ندارد

خوانده غیابے وقتی حق واخواهے ندارد ڪه رای صادره ڪلا یاجزئا به ضرروے صادر شده باشد

در امور حسبی چون خوانده به معناے دقیق ڪلمه وجود ندارد، حڪم غیابی اصلا”  وجود ندارد

برخی از احڪام در هیچ صورتے حتی در صورت وجود سه شرط ذڪر شده در بالا غیابی  نخواهد”  بود.

دستور فروش مال غیر منقول غیر قابل افراز

حڪم ڪیفری علیه اطفال

حڪم اعسار از هزینه دادرسی

راے داوری

دستور تخلیه عین مستاجره