hhm

زمانی که ملکی را خرید و فروش می کنید و یا خودرویی می خرید یا به فروش می گذارید ممکن است بارها با خیار فسخ و خیارات قانونی روبرو شوید و انواع خیار اعم از خیار عیب، خیار تدلیس و … را بشنوید. از این جهت بررسی این موضوع در مقررات ایران قابل اهمیت خواهد بود.

خیار اختیار برهم زدن معامله به جهتی قانونی است که در قانون تصریح شه است به طور مثال شما ماشینی می خرید و در آن عیبی می بینید یا می فهمید که فروشنده تدلیس کرده یعنی فریبی به کار برده است اینجا شما به شناخت انواع خیارات و احکام آن نیاز پیدا خواهید کرد.

عقود از منظر گوناگون تقسیم می شوند. از منظر دوام به عقود لازم و جایز تقسیم می شوند. عقد جایز را هریک از طرفین هر وقت بخواهد می تواند فسخ کند. عقد لازم عقدی است که نمی توان آن را برهم زد مگر به سبب قانونی. یکی از این اسباب قانونی حق فسخ است که از خیارات ناشی می شود.

uuyj

انواع خیارات قانونی

انواع خیارات در قانون مدنی عبارت است از:

خیار مجلس

خیار حیوان

خیار شرط

خیار تأخیر ثمن

خیار رویت و تخلف وصف

خیار عیب

خیار غبن

خیار تدلیس

خیار تبعض صفقه

خیار تخلف شرط

خیار مجلس

hkk

خیار مجلس

 خیار مجلس به این معنی است که تا هنگامیکه دو طرف در بنگاه یا در محل عقد قرارداد حضور دارند حق دارند از انجام معامله پشیمان شده و آن را بر هم بزنند.

 خیار حیوان

 براساس این قانون که تنها مربوط به خرید و فروش حیوانات است خریدار حیوان حق دارد تا حداکثر  ۳ روز از انجام خرید پشیمان شود و حیوان را به فروشنده بازگردانده و پول خود را پس بگیرد. به این موضوع خیار حیوان گفته می‌شود.

 خیار شرط

 خیار شرط اکثراً در متن قراردادهای خرید و فروش مسکن ذکر می‌گردد. به این معنی است که طرفین می‌توانند تا مدت زمان مشخصی از تاریخ و زمان عقد قرارداد معامله را به هم بزنند.

 خیار تأخیر ثمن

 یکی از خیارات در قانون مدنی«خیار تأخیر ثمن» است و به این معنی است که اگر در معامله ظرف حداکثر ۳ روز خریدار ثمن (مبلغ) معامله را پرداخت نکند در این صورت فروشنده می‌تواند از تحویل کالا به خریدار امتناع کند.

 خیار رویت و تخلف وصف

در صورتیکه مورد معامله (کالا) که فروشنده به خریدار معرفی کرده و به رویت او رسانده است با کالایی که به خریدار تحویل داده می‌شود متفاوت باشد در این صورت خریدار می‌تواند با استفاده از خیار رویت و تخلف وصف معامله را فسخ نماید.

jnhjm

خیار تخلف از شرط

 

یکی دیگر از خیارات قانونی، خیار تخلف از شرط است که به این معنی می‌باشد که اگر یکی از طرفین قرارداد در متن قرارداد متعهد به انجام کاری شده باشد و از انجام آن سر باز بزند طرف دیگر می‌تواند معامله را فسخ نماید.

 

خیار تدلیس

 

خیار تدلیس در لغت به معنی تغییرات فریب دهنده است. یعنی اگر فروشنده در مورد معامله عامداً تغییراتی ایجاد نماید که پس از تحویل آن مشخص شود مورد معامله دارای شرایط دیگری است و خریدار متضرر شده است خریدار (مشتری) می‌تواند با استفاده از خیار تدلیس معامله را برهم بزند.

 خیار رویت و تخلف وصف

 براساس خیار رویت و تخلف وصف در صورتیکه در معامله‌ای خریدار (مشتری) مورد معامله (کالا) را ندیده باشد و با توصیف فروشنده اقدام به خرید نماید بعد از دیده شدن اگر بصورتیکه فروشنده وصف کرده نباشد می‌تواند اقدام به فسخ معامله نماید.

 خیار تبعض صفقه

 خیار تبعض صفقه زمانی حاصل می‌گردد که عقد بیع نسبت به بعض بیع به جهتی از جهات باطل باشد و معنی آن این است که اگر قسمتی از معامله صحیح و درست باشد و بخش دیگری از آن به لحاظ قانونی دارای مشکل بوده و باطل باشد مشتری یا خریدار حق فسخ خواهد داشت. البته خریدار می‌تواند درصورتیکه بخواهد قسمتی را که صحیح بوده را پذیرفته و قسمت باطل معامله را نپذیرد و اقدام به استرداد مبلغ نماید.

gnffgw

خیار غبن

 غبن زیانی است که به هنگام داد و ستد در نتیجه نابرابری فاحش بین ارزش آنچه باید پرداخته یا انجام شود و ارزشی که در برابر آن دریافت می گردد به طرف ناآگاه می رسد. غبن تنها در عقود معوض راه دارد.

 هریک از متعاملین که در معامله غبن فاحش داشته باشد بعد از علم به غبن می تواند معامله را فسخ کند. معیار تمیز نابرابری فاحش، عرف است. خیار غبن با پرداخت تفاوت قیمت، ساقط نمی شود مگر اینکه مغبون به گرفتن تفاوت قیمت راضی شود. منظور از خیار غبن این است که مثلاً شما قصد خرید گردنبند طلا را داشتید ولی گردنبند نقره به شما فروخته اند. در اینجا تفاوت طلا و نقره آنقدر فاحش است که شما حق برهم زدن معامله را دارید

 مبنای خیارات چیست؟

 در باب مبنای خیار اختلاف نظر مشاهده می شود. برخی حکومت اراده و برخی جبران ضرر را مبنای خیارات دانسته اند.

 دکتر کاتوزیان معتقدند خیارهای گردآوری شده در قانون مدنی دارای مبنای مشترک و یگانه ای نیست اختیار فسخ ممکن است ناشی از خواست صریح یا ضمنی دو طرف باشد یا جبران ضرر ناروایی که از عقد ایجاد می شود انگیزه قانونگذار در دادن حق فسخ به زیان دیده شود یا عادات و سنت های تاریخی وجود خیار را توجیه کند.

 نتیجه این که؛ مبنای اصلی خیارات بر پایه غلبه یکی از دو اصل حکومت اراده و لاضرر است مگر اینکه مبانی دیگری احراز شود.

 خیار فسخ در همه حال چهره حمایتی و خصوصی دارد و نباید آن را از قواعد مربوط به نظم عمومی پنداشت احتمال دارد که مصالح اجتماعی انگیزه صدور حکم قرار گیرد لیکن از نظر فنی قواعد این باب به رابطه خصوصی دو طرف ارتباط پیدا می کند و در زمره حقوق آنهاست.

thmyt

تفاوت خیار شرط و خیار تخلف شرط

 خیار شرط ساخته تراضی دو طرف عقد است. طبق ماده۳۹۹ ق.م. در عقد بیع ممکن است شرط شود که در مدت معین برای بایع یا مشتری یا هردو یا شخص خارجی اختیار فسخ معامله باشد. در خیار تخلف از شرط فرض این است که متعهد به التزام خود وفا نمی کند و اجبار او نیز میسر نمی شود و به وسیله دیگران هم نتیجه مطلوب به دست نمی آید یا معلوم می شود که مورد معامله وصف موردنظر را ندارد یا انجام دادن شرط ممتنع می شود.

 آن گاه طرفی که شرط به نفع اوست و راهی برای رفع ضرر ندارد حق فسخ عقد را پیدا می کند. بنابراین خیار شرط نتیجه تراضی و خیار تخلف از شرط نتیجه تخلف از تراضی و امتناع اجرای تعهد ناشی از آن است.