yyjj

دین رسمی جمهوری اسلامی ایران، اسلام و مذهب رسمی کشور شیعه دوازده امامی است. با توجه به این موضوع در جای جای قوانین مختلف به ویژه قانون اساسی می توان متوجه این موضوع شد روح قانون بر مبنای حمایت از دین مبین اسلام و مذهب دوازده امامی است.

اگر شخصی به مبارزه و یا مخالفت با این موضوع برخیزد مرتد نامیده می شود. واژه مرتد برای همه ما آشناست. واژه مرتد ریشه در ارتداد دارد. ارتداد در اسلام یک جرم است.

ارتداد به چه معناست؟

ارتداد از لحاظ واژه شناسی، در زبان عرب، به معنای بازگشتن از جایی یا حالتی است. اصطلاحا ارتداد به حالتی گفته می شود که شخصی پس از اسلام از این دین مبین بازگردد.

توضیح بیشتر اینکه اگر شخصی پس از سن بلوغ اسلام بیاورد و اعمال این دین را به جای آورد و خود را مسلمان بنامد و به عبارت دقیق تر مسلمان باشد، و پس از این مرحله از اسلام بازگردد و بی دین شود و یا به دین دیگری ورود پیدا کند، ارتداد محقق شده است.

 

ff

انواع ارتداد

 با استناد به منابع دینی و فقهی، ارتداد دو نوع دارد:

 مرتد فطریاگر هنگامی که نطفه ی شخص مرتد بسته شده است، پدر یا مادر او یا هر دوی آنها مسلمان باشند و شخص مرتد نیز پس از رسیدن به سن بلوغ، اسلام آورده باشد و سپس با دانستن حقانیت و درستی دین مبین اسلام از آن خارج شده یا ضروریات و واجبات و اصول و ارکان دین اسلام را انکار کند، ارتداد از نوع فطری تحقق پیدا کرده او مرتد فطری خواهد بود.

 به بیان بهتر، فطری بودن یا نبودن مرتد در این حالت بسته به این دارد که هنگام انعقاد نطفه دین پدر یا مادر چه بوده است.

 مرتد ملیاگر شخصی با شرایطی که برای مرتد فطری ذکر شد متولد نشده باشد؛ یعنی هنگام انعقاد نطفه‌ی او، پدر و مادر وی مسلمان نباشند و او پس از رسیدن به سن بلوغ، مسلمان شده باشد و سپس با علم به حقانیتِ دین اسلام از آن خارج شده یا ضروریات دین اسلام را انکار کند، ارتداد ملی تحقق می‌یابد. 

thh

جایگاه ارتداد در نظام حقوقی ایران

 هر گزاره‌ی قانونی از دو بخش تشکیل شده‌‌است: یکی موضوع و دیگری حکم. برای نمونه، هنگامی که در حقوقِ کیفری می‌گویند: «سرقت جرم است»، سرقت موضوع است و جرم‌بودن (ممنوع‌بودن) حکمی است که قانون‌گذار برای آن در نظر گرفته‌ است و عموما در قالب تعیین مجازات، بیان می‌شود. در این‌ میان، سرقت همچنان‌که موضوع حکم قانونیِ ممنوعیت است، خود نیز دارای موضوعی است به‌نام مال. درکنارِ موضوع و حکم، از مؤلفه‌ی مهم دیگری باعنوانِ «ارزش مورد حمایت قانون» هم می‌توان سخن گفت. به‌عبارت‌ بهتر، هنگامی که قانون‌گذار ازطریق بیان حکم، به ایجاد ممنوعیت درخصوص برخی از رفتارها اقدام می‌کند، در پی آن است که در وهله‌ی نخست، اعلام کند چه ارزش‌هایی برای او اهمیت دارند و در وهله‌ی دوم، ازطریق تعیین مجازات، از نقض این ارزش‌ها جلوگیری کرده و بدین‌شکل از آنها حمایت کند.

 این ارزش‌ها با توجه به مبانی فکریِ پذیرفته‌شده در هر نظام اجتماعی شناسایی می‌شود و بر همین‌ اساس نیز از جامعه‌ای به جامعه‌ی دیگر متفاوت است. برای نمونه، در جامعه‌ای که در آن دین نقشی محوری بازی می‌کند، باورهای دینی از جمله ارزش‌هایی است که قانون‌گذار به شکل‌های گوناگون درصدد حمایت از آنها برمی‌آید. جامعه‌ی ایرانی را می‌توان یکی از این جوامع دانست که به‌تصریحِ قانون اساسی، دین رسمی آن، اسلام و مذهب رسمی آن، مذهب جعفری اثنی‌عشری است. برپایه‌ی همین نقش کلیدیِ دین، یکی از اصول قانون اساسی به تبیین دین رسمی اختصاص یافته است. از‌این‌رو، در نظام حقوقی ایران، عناوین مجرمانه‌ی متعددی با باورهای دینی مرتبط است که یکی از مهم‌ترین آنها ارتداد نام دارد.

hhtuth

 

دو نکته‌ی اساسی درباره‌ی ارتداد

 پیش از ورود به بحث اصلی، توجه به این دو نکته ضروری است:

 نخست آنکه در میان فقها، اختلاف‌نظرهای فقهی بسیاری درباره‌ی ارتداد وجود دارد؛ اما باوجود همه‌ی این اختلافات، این جرم از مسلّمات فقهی بوده و برای آن مجازات تعیین شده است.

 همچنین عنوان این جرم در قانون مجازات اسلامی نیامده است؛ اما با استناد به اصل ۱۶۷ قانون اساسی که رجوع به منابع معتبر فقهی را در موارد سکوت، ابهام یا اجمال متون قانونی تجویز کرده است، می‌توان از «ارتداد» به‌عنوان یک جرم و نه صرفا معصیت تعبیر کرد. از‌ سوی‌ دیگر، با توجه به ذکرنشدن عنوان آن در قانون مجازات اسلامی، برای آشنایی با حدود و احکام آن باید به سخن فقها مراجعه کرد.

 شرایط احراز ارتداد

 ارتداد (خروج از دین یا انکار ضروری دین و مذهب) می‌تواند با هر نوع رفتار یا گفتاری صورت گیرد؛ اما باید توجه داشت که در این میان آنچه اهمیت دارد این است که این خروج و کفر پس از اسلام‌آوردن، باید عالمانه باشد تا بتوان گفت ارتداد تحقق یافته است. درواقع، هنگامی می‌توان گفت شخصی مرتد است که او با علم به اینکه اسلام دین حق و حقانیت و به عبارتی کامل‌ترین و برترین دین است، از آن خارج شود؛ یا همچنان‌که می‌داند امری از امور ضروری دین و مذهب است، آن را انکار کند.

ukm

در ارتداد، شخصِ مرتد برخلاف باورهای خودش عمل می‌کند و با وجود اینکه به درستیِ باورهای دینی خود ایمان دارد، به انکار آنها می‌پردازد. بنابراین، اگر شخصی از روی عِناد و دشمنی یا از روی شُبهه‌ای (تردیدی) که برایش پیش آمده است، از دین اسلام خارج شود یا اینکه اساسا امری را از ضروریات دین نداند، نمی‌توان گفت که او مرتد است (میان حالتی که شخص موضوعی را از ضروریات دین می‌شمارد و سپس به انکار آن می‌پردازد و حالتی که در کل آن موضوع را از ضروریات دین نمی‌داند، تفاوت وجود دارد. حالت نخست را می‌توان ارتداد دانست؛ ولی حالت دوم مشمول عنوان ارتداد نمی‌شود).

 مصادیق ارتدادارتداد به دو صورت می‌تواند تحقق یابد؛ در یک حالت، شخص مسلمان از دین اسلام خارج شده و به ادیان دیگر می‌پیوندد و در حالت دیگر بدون خروج از دین، ضروریات دین را انکار می‌کند. در این حالت، اگر انکار ضروریات دین موجب انکار و تکذیب نبی (پیامبر) باشد، می‌توان گفت که ارتداد تحقق یافته است. در این مورد، باید توجه داشت که بنابر برخی گفته‌های فقهی، انکار ضروریات مذهب نیز چون اجبارا به انکار دین می‌انجامد، موجب تحقق ارتداد خواهد بود. منظور از ضروریات دین و مذهب نیز اموری است که درخصوص آنها اجماع (اتفاق‌نظر فقهی) وجود دارد و به عبارتی می‌توان آنها را از مسلّمات دین و مذهب دانست.