wrgwre

اخلالگران اقتصادی نیز افراد یا ارگان‌هایی درون‌سیستم هستند و به روش‌های مختلف در راه مبارزه با فساد سنگ‌اندازی می‌کنند.

آیت‌الله آملی لاریجانی رییس قوه‌قضاییه، پس از دستور مقام معظم رهبری مبنی بر محاکمه و مجازات سریع و عادلانه مفسدان اقتصادی، در نامه‌ای از ایشان درخواست کرد که با توجه به شرایط ویژه اقتصادی کنونی که به تعبیر وی «نوعی جنگ اقتصادی» محسوب می‌شود به رییس قوه‌قضاییه اختیاراتی داده شود تا در چارچوب قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور ‌مصوب 19 آذر سال 1369 (با اصلاحات و الحاقات بعدی) و همچنین بر اساس  ماده 286 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 اقدام کند. مقام معظم رهبری نیز در پاسخ به درخواست رییس دستگاه قضا، ضمن اعطای اختیارات مورد تقاضا، تصریح کرده‌اند «در اتقان احکام دادگاه‌ها دقت لازم به عمل آید

 در ماده 4 قانون تشدید مجازات مرتکبان ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری مصوب سال 1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام آمده است که «‌کسانی که با تشکیل یا رهبری شبکه به امر ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری مبادرت ورزند علاوه بر ضبط کلیه اموال منقول و غیرمنقولی که از‌طریق رشوه کسب کرده‌اند به‌نفع دولت و استرداد اموال مذکور در مورد اختلاس و کلاهبرداری و رد آن حسب مورد به دولت یا افراد، به جزای نقدی ‌معادل مجموع آن اموال و انفصال دایم از خدمات دولتی و حبس از پانزده سال تا ابد محکوم می‌شوند و در صورتی که مصداق کامل مفسد فی الارض‌ باشند مجازات آنها مجازات مفسد فی‌الارض خواهد بود

py8tit

واضح است که منظور مقنن از «مصداق مفسد فی‌الارض باشند» صدق عنوان محارب نیست، به دلیل اینکه عناصر و ارکان تشکیل‌دهنده جرایم مذکور در قانون هیچ گونه شباهتی با ارکان جرم محاربه ندارد بنابراین مقصود مقنن آن است که هرگاه ارتکاب جرایم مالی فوق در سطح وسیع صورت گرفته و به قصد ایجاد اخلال در نظام اقتصادی حکومت اسلامی، فتنه‌گری و سست کردن پایه‌های نظام باشد، چنین شخصی مصداق عنوان مفسد فی‌الارض است و می توان او را اعدام کرد.

روشن است که اگر هدف مرتکب ثروت‌اندوزی و مانند آن باشد به مجازات‌های دیگری غیر از مجازات مفسد محکوم خواهد شد مگر آنکه مرتکب به خوبی از آثار مخرب عمل خود آگاه باشد که در این صورت «سعی کننده در برپایی فساد بوده» و مطابق آیه 33 سوره مبارکه مائده و فتوای امام راحل، مفسد فی‌الارض بوده و می‌توان او را به مجازات مرگ محکوم کرد.

بر اساس این ماده، ارتکاب هر یک از اعمال مذکور در بندهای ذیل جرم محسوب می‌شود و مرتکب به مجازات‌های مقرر در این قانون محکوم می‌شود: الف) «اخلال در نظام پولی یا ارزی کشوراز طریق  قاچاق عمده ارز یا ضرب سکه یا جعل اسکناس یا وارد کردن یا توزیع عمده آنها اعم  از داخلی و خارجی و امثال آن.» ب) اخلال در امر توزیع مایحتاج عمومی از طریق گران‌فروشی کلان ارزاق یا سایر نیازمندی‌های عمومی و احتکار عمده ارزاق یا نیازمندی‌های مزبور و پیش‌خرید فراوان تولیدات کشاوزی و سایر تولیدات مورد نیاز عامه و امثال آنها به منظور ایجاد انحصار یا کمبود در عرصه آنها.» و)  اقدام باندی و تشکیلاتی جهت اخلال در نظم صادراتی کشور به هر صورت از قبیل تقلب در سپردن پیمان ارزی یا تادیه آن و تقلب در قیمت‌گذاری کالاهای صادراتی و ....»

oiyui

رسیدگی به جرایم اخلالگران در نظام اقتصادی کشور

تا قبل از تصویب قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور مصوب سال 1369 مقرره‌ای که مشابه این قانون باشد، وجود نداشت یعنی قانون مزبور نخستین مقرره‌ای است که در این زمینه وارد سیاهه قوانین کیفری جمهوری اسلامی ایران شده است و در این بازه مرتکبان جرایم مندرج در بندهای این قانون بر اساس آنچه که در عنصر قانونی جرم مزبور آمده بود مجازات می‌شدند. به تعبیر بهتر، عمده و کلان بودن اقدامات مرتکبان تا قبل از تصویب این قانون می‌توانست عاملی مشدده باشد تا قاضی متهم را به حداکثر مجازات محکوم کند.

هرچند طبق اصل 159 قانون اساسی، مرجعیت عام مراجع دادگستری در رسیدگی به تنظیمات عمومی به عنوان اصل پذیرفته شده است اما تشکیل دادگاه انقلاب در سازمان قضایی دادگستری کشور به معنای ایجاد دادگاه اختصاصی در قبال دادگاه عمومی نیست بلکه دادگاه انقلاب مرجع تخصصی در دادگستری کشور است.

e5ue5e

به گفته مظاهری‌ تهرانی، مقررات ماده 5 قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب مصوب سال 1373 در مقام احصای صلاحیت انحصاری برای دادگاه انقلاب نیست بلکه به موجب مقررات قانونی، دادگاه انقلاب علاوه بر موارد مصرح در ماده 5 مرقوم، صلاحیت رسیدگی به جرایم دیگری از جمله جرایم پزشکی را نیز دارد و در مانحن فیه قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور به عنوان قانون خاص و مقررات ماده 5 قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب به‌عنوان قانون عام است و طبق قواعد اصولی، مقررات عام موخر ناسخ مقررات خاص مقدم نیست به‌خصوص در این مورد مقررات تبصره 6 قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور به لحاظ صراحت بیان نسبت به مفهوم و ظاهر مقررات دیگر حاکم است و از این جهت تهافت و مغایرت احکام آنها با قانون اصلاح قانون دادگاه‌های عمومی و انقلاب مصوب سال 1383 تحقق و فعالیت نخواهد یافت.

در صورت احراز اخلال در نظام اقتصادی کشور نیز این اخلال در عمل توام با حیف و میل اموال مردم با توسل به مانورهای متقلبانه است. طبیعی است که قاضی صادرکننده رای با توجه به دشواری‌های اثبات اخلال در نظام اقتصادی کشور و احراز قصد مقابله با نظام، از استناد به عنوان اتهامی اخلال در نظام اقتصادی کشور، موضوع بند «ه» ماده یک قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی کشور صرف نظر کرده و به ماده 4 قانون تشدید مجازات مرتکبان ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری مصوب سال 1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام به منظور محکومیت مرتکب یا مرتکبان به افساد فی الارض استناد جوید.

تجربه نشان می‌دهد که برخورد قهری یا قضایی با اخلالگران اقتصادی به تنهایی کفایت نمی‌کند و این جرایم پدیده‌های پیچیده‌ای هستند که باید قبل از هر چیز از آنها پیشگیری شود. در مرحله بعد چنانچه جرمی روی داد، باید قوانین و اجرای آنها به‌گونه‌ای باشد که نه‌تنها مرتکبان مجازات شوند بلکه ترتیبی فراهم شود که آثار آن نیز با روش‌های ممکن رفع شود.